مشاهده RSS Feed

دسته بندی نشده

مطالب بدون دسته بندی

  1. داستان

    توسط در تاریخ 08-11-2012 در ساعت 03:23 PM

    بودا به دهی سفر کرد .
    زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.
    بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد .
    کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت :
    «این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید»
    بودا به کدخدا گفت :
    «یکی از دستانت را به من بده»

    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  2. ادبیات

    توسط در تاریخ 25-09-2012 در ساعت 07:58 PM

    هرکجا هستم
    باشم
    آسمان مالِ من است
    پنجره
    فکر
    هوا
    عشق
    زمین
    مالِ من است

    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0