نمایش مشخصات: فیروزه8008 - انجمن دانلودها

804 پیغام بازدید کنندگان

  1. پناه بر خدا ببینم چی میشه
    ببخشید از اینکه باید برم
    مراقب خودت باش شبت هم آفتابی
  2. فیروزه یچی بگم.... من خیلی خوابم میاد
  3. الن تعریف بود یا فحش بود؟؟؟
    پول داشته باشی جرأتش رو هم پیدا میکنی
    نه خیلی وقته که نخوردم
  4. حوصله شام پختن ندارم دردسر داره
    راستش رو یخوای منم از شیر خوشم نمیومد حتی باعث میشد حالم بهم بخوره ولی یکبار که حالم خوب نبود شیر خوردم و خوب شدم از اونوقت به بعد با شیر مشکللی ندارم
    نه دیگه آیجی این حرفت رو قبول ندارم چون مردا همیشه تو جیبشون پر پوله و از این بابت هیچ وقت گرسنه نمی مونن
  5. سیر نمیگنه ولی از هیچی که بهتره
    آهان پس داشتی مسخره میکردی
    بعدشم زیاد غصه نخور ایشالله درست میشهخخخ
  6. نگران نباش پیش پای شما یه لیوان شیر خوردم.خخخخ
    بعدشم مگه مجبورم برم تو خونه ای که 365 روز سال آبگوشت دارن خو نمیرم والا
  7. هیچی رفتم تو وبش جوابش رو دادم نه شام نخوردم آخه شام آبگوشت بود :((
    باشه موافقم البته من خودم حوصله ندارم ولی شما درست کن من کیف کنم :))
  8. خب خدا رو شکر هیچی منم نت بودم و جواب یکی از بازدید کننده هام رو در رابطه با اون پست امام عادی داشتم میدادم
  9. یعنی حوصلم رفت تو کجا رفتی
    بعدم نه بخدا خوردم
  10. این شکلکه ینی چی اونوقت؟؟؟ اینکه گفتی خوردی سرکاریه؟؟؟
نمایش پیغامهای بازدید کننده 501 از 510 تا 804
صفحه 51 از 81 نخستنخست ... 41 49 50 51 52 53 61 ... آخرینآخرین
صفحه 51 از 81 نخستنخست ... 41 49 50 51 52 53 61 ... آخرینآخرین

آمار


مجموع پست ها
مجموع پست ها
141
میانگین پستها در طول روز
0.06
پیغام بازدید کنندگان
مجموع پیغام ها
804
جدید ترین پیام
17-02-2015 09:50 AM
تمام سپاس ها
تمام سپاس ها
697
  • سپاس شده:
    665 بار در 517 پست
اطلاعات عمومی
تاریخ و زمان آخرین فعالیت درسایت
23-06-2015 01:41 PM
تاریخ عضویت
18-09-2012
معارفه ها
0
مشاهده فیروزه8008'وبلاگ (ها)

آخرین مطالب

داستان

توسط فیروزه8008 تاریخ 08-11-2012 در 03:23 PM

بودا به دهی سفر کرد .
زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد .
کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت :
«این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید»
بودا به کدخدا گفت :
«یکی از دستانت را به من بده»

ادامه مطلب

دسته بندی ها
دسته بندی نشده

دوست

توسط فیروزه8008 تاریخ 21-10-2012 در 11:32 PM
آدمها همه چیز را همینجور حاضر و آماده از مغازه ها میخرند اما چون مغازه ای نیست که در آن دوست معامله کند،آدمها مانده اند بی دوست
***تو اگر دوست میخواهی مرا اهلی کن***
پرسید: اهلی کردن یعنی چه؟
گفت: یعنی ایجاد علاقه کردن و این چیزیست که این روزها فراموش شده
پرسید راهش چیست:
گفت: باید صبور بود ،خیلی صبور
کتاب شازده کوچولو نوشته اگزوپه ری
دسته بندی ها
شعر و ادبیات

فلسفه

توسط فیروزه8008 تاریخ 07-10-2012 در 01:19 PM
چون خدای عزوجل زمین را بیافرید بر سر آب قرار نمی گرفت،جبرئیل را بفرمود تا زمین را برجای دارد،جبرئیل بیامد چندان قوت که وی را بود بکرد نتوانست داشتن
پس
خدای عروجل ششصد هزار کوه بیافرید
جبرئیل گفت:بارخدایا از این کوه سخت تر افریده ای؟
خدا گفت: آتش را آفریده ام که آهن

ادامه مطلب

دسته بندی ها
فلسفه و عرفان

ادبیات

توسط فیروزه8008 تاریخ 25-09-2012 در 07:58 PM

هرکجا هستم
باشم
آسمان مالِ من است
پنجره
فکر
هوا
عشق
زمین
مالِ من است

دسته بندی ها
دسته بندی نشده

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0